Skip to content
رفتن به محتوا
دیدگاهدیدگاه

نامه به دختر پنج سال بعد

محبوبه نوری در نامه‌ای به خودِ آینده‌اش از استقلال، شکست، رؤیا و امیدی می‌نویسد که نمی‌خواهد در مسیر زندگی از دست بدهد.

ارسالی: محبوبه نوری۵ دقیقه مطالعه
نامه‌ای دست‌نویس در کنار قلم و کتاب؛ نمادی از نامه یک دختر به خود آینده‌اش
نامه‌ای برای دختری که پنج سال بعد شاید در جای دیگری ایستاده باشد، اما قرار است رؤیاهای امروز خود را فراموش نکند. | عکس: تصویرسازی: رسانه کاتب
اشتراک‌گذاری:

سلام دختر قوی؛

نمی‌دانم بعد از چند سال، وقتی این نامه را می‌خوانی، در کجای این کره خاکی قرار داری؛ ایستاده‌ای یا نشسته‌ای؟ زندگی‌ات چگونه می‌گذرد؛ به خواست خودت یا نه؟ مستقل هستی یا هنوز از لحاظ مالی به کسی دیگر متکی هستی؟

جواب هیچ‌کدام از این سؤال‌ها را نمی‌دانم.

اما امیدوارم آن زمان دختری مستقل باشی؛ دختری که پدرت، مادرت و جامعه‌ات به او افتخار کنند. دختری که قلبش هنوز پاک و مهربان باشد؛ درست مثل امروز.

مطمئن نیستم. شاید این نامه هیچ‌وقت دوباره به دستت نرسد. هیچ‌کس مسیر زندگی‌اش را از پیش نمی‌داند. شاید هرگز فرصت خواندن دوباره این نامه را پیدا نکنی؛ چون مرگ هیچ‌وقت خبر نمی‌کند.

اما با همه این احتمال‌ها، اگر این نامه بعد از چند سال به دستت رسید، امیدوارم دختری موفق باشی؛ دختری که بتواند الهام‌بخش دختران و زنان دیگر باشد.

اگر آن روز به تمام اهدافت رسیده باشی، هیچ‌وقت فراموش نکن که با چه چالش‌ها و سختی‌هایی روبه‌رو شدی؛ چون مسیری که محبوبه امروز در آن قدم می‌زند، سختی‌های خودش را دارد.

من تا امروز با موانع زیادی دست‌وپنجه نرم کرده‌ام، با چالش‌های زیادی مبارزه کرده‌ام، اما هنوز به پایان این راه، یعنی اهدافم، نرسیده‌ام.

می‌دانم مشکلات دیگری هم در راه است و باید با آن‌ها روبه‌رو شوم تا به جایی که می‌خواهم برسم.

آن روز، اگر این نامه به دستت رسید، امیدوارم روزهایی را که پشت سر گذاشتی هرگز فراموش نکنی و قدر چیزهایی را که با سختی به دست آورده‌ای بدانی.

همیشه در حال یادگیری باش تا بتوانی حتی از قله‌هایی که امروز هدف خودت می‌دانی بالاتر بروی. و امیدوارم همان دختر خوش‌قلب امروز باقی مانده باشی؛ دختری که کینه‌ای در دل ندارد.

امیدوارم آن روز هم مثل امروز شجاع باشی؛ دختری که هر مشکلی او را از پا درنیاورد، نه دختری که مثل بید با هر بادی بلرزد.

و امیدوارم نه‌تنها برای خودت و خانواده‌ات، بلکه برای دختر دیگری هم کاری کرده باشی؛ بتوانی دست دختری را بگیری و کمکش کنی تا از آینده تاریکی که در برابرش قرار گرفته بیرون بیاید.

اما اگر نتوانسته باشی به همه اهدافت برسی، باز هم چیزی را فراموش نکن.

تو دیگر دختر امروز نیستی. حتماً هوشیارتر، قوی‌تر و داناتر شده‌ای.

می‌دانم تا جایی که توان داشتی برای رسیدن به اهدافت تلاش کرده‌ای و دست از تلاش برنداشته‌ای. پس اگر روزی نتوانستی به چیزی که می‌خواهی برسی، خودت را درک کن.

نه شرایط را مقصر بدان، نه دیگران را و نه خودت را.

گاهی انسان با تمام توان تلاش می‌کند، اما زندگی همیشه دقیقاً همان مسیری را که ما در ذهن داریم طی نمی‌کند.

این فقط یک احتمال است.

من باور دارم روزی که این نامه دوباره به دستت برسد، چندین قدم به رؤیاهایت نزدیک‌تر شده‌ای.

پس هرقدر با مشکل و چالش روبه‌رو شدی، یک جمله را به یاد بیاور:

«موفقیت از آنِ کسانی است که تسلیم نمی‌شوند.»

محبوبه، تو هم هیچ‌وقت تسلیم زورگویی، شرایط و مشکلات نشو.

و اگر پنج سال بعد این نامه را خواندی، برای لحظه‌ای به دختر امروزت فکر کن؛ دختری که هنوز همه‌چیز را به دست نیاورده، اما هنوز امیدوار است و هنوز تلاش می‌کند.

برچسب‌ها

دیدگاهافغانستانآموزشزنانجوانانهویتآزادی مطبوعاتفرهنگحقوق بشرنامه به آیندهامیدرؤیااستقلال
این مقاله را به اشتراک بگذارید
اشتراک‌گذاری:

مطالب مرتبط