Skip to content
رفتن به محتوا
افغانستانتحلیلخبر فوری

بازی دوگانه تهران با طالبان و مخالفان؛ چرا حکومت کابل توان تلافی ندارد؟

دعوت همزمان طالبان و مخالفان در مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای

عبید نوری۵ دقیقه مطالعه
حضور همزمان طالبان و محمد محقق و احمد مسعود در مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای
حضور همزمان طالبان و محمد محقق و احمد مسعود در مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای | عکس: رسانه‌های ایران
اشتراک‌گذاری:

حضور هم‌زمان هیات بلندپایه طالبان به ریاست ملا عبدالغنی برادر و امیرخان متقی در کنار چهره‌های برجسته اپوزیسیون افغان از جمله احمد مسعود و محمد محقق در مراسم رسمی تهران، شوک رسانه‌ای بزرگی را به همراه داشت. حامیان طالبان در شبکه‌های اجتماعی این اقدام را «منافقت سیاسی» و «رسمیت‌شناسی علنی دشمنان امارت اسلامی» خوانده و خواستار واکنشی قاط، حتی در سطح احضار سفیر یا قطع روابط، شده‌اند.

اما سوال اصلی این است: آیا امارت اسلامی تحت تأثیر این خشم عمومی، روابط خود را با تهران قطع خواهد کرد؟

برای پاسخ به این سوال، باید خشم ایدئولوژیک بدنه طالبان را در ترازوی «واقعیت‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی خشن افغانستان در سال ۲۰۲۶» قرار داد. دو متغیر حیاتی نشان می‌دهند چرا کابل، علیرغم دلخوری شدید، دست به انتحار دیپلماتیک نخواهد زد:

۱. تله اقتصادی؛ جایگزینی ایران به جای پاکستان

بزرگ‌ترین مانع طالبان برای قطع یا حتی کاهش سطح روابط با ایران، وابستگی شدید و حیاتی اقتصاد افغانستان به تهران است. در پی تنش‌های عمیق سیاسی و نظامی میان کابل و اسلام‌آباد، پاکستان به عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری سنتی افغانستان عملاً از چرخه حذف شده یا دست‌کم ثبات خود را از دست داده است. با انسداد مرزها و استفاده پاکستان از ابزار ترانزیت به عنوان فشار سیاسی، طالبان استراتژی خود را به طور کامل تغییر داد.

بر اساس آخرین گزارش‌های بانک جهانی، در حال حاضر ایران با تأمین بیش از ۳۱ درصد کل واردات، به بزرگ‌ترین شریک تجاری افغانستان تبدیل شده است و ۵۶ درصد از مجموع کالاها از طریق مرزها و مسیرهای ترانزیتی ایران وارد افغانستان می‌شوند.

چرخش استراتژیک طالبان به سمت بندر چابهار برای دور زدن بندر کراچی پاکستان و تخفیف‌های گسترده بندری و انبارداری که تهران به بازرگانان افغان ارائه داده، شریان حیاتی اقتصاد امارت اسلامی است. در شرایطی که کابل با بحران مشروعیت بین‌المللی و فقر مطلق دست‌وپنجه نرم می‌کند، قطع رابطه با ایران به معنای بستن تنها پنجره تنفسی اقتصاد افغانستان و خودکشی اقتصادی خواهد بود.

۲. پرونده امنیتی مخالفان؛ خواسته‌ای که نادیده گرفته شد

نکته دومی که به این بحران دامن می‌زند، پیشینه مطالبات امنیتی کابل از تهران است. مقام‌های طالبان پیش از این نیز بارها به صراحت از مقام‌های جمهوری اسلامی خواسته بودند که به رهبران مخالف آن‌ها اجازه اقامت، فعالیت سیاسی و تحرک در خاک ایران را ندهند. کابل انتظار داشت تهران در پاسخ به اینکه طالبان اجازه نداده از خاک افغانستان علیه امنیت ایران استفاده شود، پرونده اپوزیسیون افغان را در خاک خود ببندد.

حضور علنی و رسمی محمد محقق و احمد مسعود  در مصلای تهران نشان داد که جمهوری اسلامی نه تنها این خواسته را نپذیرفته، بلکه مایل است از پتانسیل مخالفت‌ها به عنوان یک اهرم فشار نقد در برابر کابل استفاده کند. با این حال، طالبان می‌داند که واکنش تند امنیتی مانند تهدید به پناه دادن به گروه‌های مخالف ایران نظیر جیش‌العدل که در میان کاربران مطرح شد، می‌تواند تهران را به سمت حمایت تسلیحاتی یا علنی‌تر از جبهه مقاومت ملی سوق دهد؛ کابوسی امنیتی که طالبان در شرایط کنونی به هیچ وجه خواستار باز شدن جعبه پاندورای آن نیست.

هرچند این رویداد بیخ گوش دیپلماسی امارت اسلامی صدا کرد و به بدنه عقیدتی آن‌ها آسیب زد، اما رهبری طالبان در قندهار و کابل به خوبی می‌داند که سیاست خارجی فضای احساسات نیست. با از دست رفتن پاکستان، ایران اکنون نه یک «گزینه پیش‌رو»، بلکه یک «اجبار ژئوپلیتیک» برای بقای اقتصادی طالبان است.

انتظار می‌رود موضع رسمی طالبان در قبال این رویداد، سکوت یا گلایه‌های دیپلماتیک پشت درهای بسته باشد. طالبان احتمالاً با «صبر استراتژیک» از این بحران عبور خواهد کرد، چرا که نان و تجارت افغان‌ها امروز از مسیرهای ترانزیتی ایران می‌گذرد، نه از شعارهای خشمگینانه حامیان شبکه‌های اجتماعی.

برچسب‌ها

تحلیلافغانستانایرانبحرانسرمقالهدیدگاهجامعهمنطقهسیاست
این مقاله را به اشتراک بگذارید
اشتراک‌گذاری: