Skip to content
رفتن به محتوا
افغانستانتحلیلخبر فوری

ملای دانشگاهی و آچار فرانسه‌ فکری؛ چرا علی امیری روشنفکر نیست؟

علی امیری ملایی با لباس روشنفکر و دانشگاهی

جمال صادقی ۷ دقیقه مطالعه
علی امیری نویسنده کتاب خواب خرد
علی امیری | عکس: شبکه‌های اجتماعی
اشتراک‌گذاری:

فضای فکری افغانستان در دهه‌های اخیر، جولانگاه چهره‌هایی بوده است که با ترکیب ادبیات سنتی و مفاهیم مدرن، تلاش کرده‌اند ردای «روشنفکری» بر تن کنند. علی امیری یکی از بارزترین نمونه‌های این جریان است. او که با طرح مباحثی چون «زوال عقلانیت» و انتشار کتاب‌هایی نظیر خواب خرد به شهرت رسید، در یک ارزیابی موشکافانه و انتقادی، نه یک «روشنفکر» و «متخصص دانشگاهی»، بلکه نماد بارزِ یک پارادوکس بزرگ در جامعه ماست: «ملایی با سند دانشگاهی»

در ادامه، با تکیه بر مبانی جامعه‌شناسی معرفت و فلسفه سیاسی، کارنامه فکری و کنشگری او را در سه محور ساختاری نقد می‌کنیم:

۱. از منبر حوزه تا کرسی دانشگاه: توهم تخصص و بحران «آچار فرانسه» بودن

ریشه‌ اصلی تشتت فکری و پراکنده‌گویی‌های علی امیری را باید در پیشینه آموزشی او جستجو کرد. نظام آموزش حوزوی بر پرورش افرادی «جامع‌الاطراف» استوار است؛ جایی که یک طلبه هم‌زمان فقه، اصول، منطق، تاریخ و ادبیات می‌خواند. این سیستم، برای تربیت مبلغان مذهبی کارآمد است، اما با متدولوژی و تخصص‌گراییِ علوم انسانیِ مدرن در دانشگاه در تضاد مطلق قرار دارد.

امیری با همین ساختارِ ذهنیِ حوزوی وارد فضای دانشگاهی و رسانه‌ای شد. نتیجه این انتقال، تولد شخصیتی است که شبیه به یک «آچار فرانسه» عمل می‌کند. او به خود حق می‌دهد در قامت یک دانای کل، هم‌زمان درباره فلسفه کانت، تاریخ اسلام، جامعه‌شناسی سیاسی، ادبیات کلاسیک و حتی زبان‌شناسی نظر قطعی بدهد.

بزرگ‌ترین آسیب این «همه‌چیزدانی» این است که او مسائل تخصصی و عینی جامعه را به بحث‌های کلان، انتزاعی و «عمومی» تقلیل می‌دهد. جامعه برای حل بحران‌هایش به فرمول‌های دقیق اقتصاددانان، جامعه‌شناسان و حقوق‌دانان نیاز دارد، اما امیری با ذهنیتی ملایانه، تنها به خطابه، کلی‌گویی و توصیفِ شاعرانه درد بسنده می‌کند، بی‌آنکه هیچ راهکار عملی و تخصصی ارائه دهد.

۲. زوال اخلاق روشنفکری: هم‌آغوشی با قدرت و «خیانت روشنفکران»

کارل پوپر به صراحت روشنفکرانی را که با کلمات مغلق همه‌چیز را تفسیر می‌کنند اما در برابر آزمون‌های واقعی پاسخگو نیستند، «پیامبران کاذب» می‌خواند. از سوی دیگر، ژولین بندا در مفهوم «خیانت روشنفکران»، تصریح می‌کند که روشنفکر به محض آنکه حقیقتِ جهان‌شمول را فدای منافعِ قبیله، جریان یا قدرتِ خاصی کند، از مقام روشنفکری سقوط کرده و به یک ایدئولوگ تبدیل شده است.

ادعای روشنفکری علی امیری دقیقاً در همین نقطه فرو می‌ریزد. او که در متون خود منتقد سرسختِ سنت و انحطاط است، در ساحتِ عمل، همکار و همنشینِ جریان‌های جهادی و رهبران سنتی شد. یک روشنفکر واقعی نمی‌تواند استقلال فکری خود را حفظ کند، در حالی که در حاشیه امنِ سیاستمدارانِ سنتی و رهبرانِ قومی نفس می‌کشد. این تناقض نشان می‌دهد که مفاهیم مدرن برای او نه یک باور زیسته، بلکه ابزاری شیک برای تثبیتِ جایگاه اجتماعی و توجیهِ عمل‌گرایی‌های سیاسی بوده است.

۳. ماله‌کشی بر انشقاق زبانی: سقوط از تمدن‌گرایی به عوام‌زدگی هویتی

تاریک‌ترین نقطه در کارنامه اخیر امیری، تلاش‌های او برای توجیه و تئوریزه کردنِ «زبان مستقل هزارگی» است. او در حالی برای جدا کردن گویش هزارگی از پیکره تنومند زبان فارسی (دری) ماله‌کشی می‌کند که این رویکرد، هیچ پشتوانه علمی در زبان‌شناسی ندارد و صرفاً یک پروژه پوپولیستی و مبتنی بر «سیاست هویت» (Identity Politics) است.

هزاره‌ها قرن‌ها بخش جدایی‌ناپذیری از آفرینندگان و وارثان زبان و ادبیات فارسی بوده‌اند. تقلیل دادنِ این پیوندِ عمیقِ تمدنی به یک گویش محلیِ فاقدِ متون علمی و زیرساخت‌های دانشگاهی، جفایی نابخشودنی در حق نسل‌های آینده این مردم است. امیری با این موضع‌گیری نشان داد که به‌جای ایستادن در جایگاه یک استاد دانشگاه و روشنگری در برابر امواج مخربِ قوم‌گرایی، ترجیح می‌دهد بر موجِ عوام‌گراییِ هویتی سوار شود و بلندگوی جریان‌هایی باشد که در پی انزوا و جزیره‌ای کردنِ جامعه هزاره هستند.

علی امیری نه یک فیلسوف است و نه یک متخصصِ علوم انسانیِ مدرن. او تجلیِ کاملِ یک «ملا با سند دانشگاهی» است. ذهنیت حوزوی و منبرگونه او باعث شده است تا فاقد یک چارچوب روش‌مند علمی باشد و به همین دلیل، تمام پدیده‌های پیچیده را به‌صورت «عمومی» و خطابی تحلیل می‌کند.

 

تبدیل شدنِ او به یک آچار فرانسه رسانه‌ای و فکری، و سازش‌های او با قدرتِ جهادی و جریان‌های افراطیِ هویتی، اثبات می‌کند که واژه «روشنفکر» برای او یک نقاب است؛ نقابی که پشت آن، یک کنشگرِ سنتی پنهان شده که برای حفظِ مخاطب و بقای سیاسی، حاضر است حتی بر روی ریشه‌های تمدنیِ و زبانیِ مردمِ خود نیز تیغ بکشد.

برچسب‌ها

تحلیلافغانستانسیاستپژوهشدیدگاهروزنامه‌نگاریدیاسپورامهاجرتهویتپناهندگانکابلجوانانآموزش
این مقاله را به اشتراک بگذارید
اشتراک‌گذاری: