چرا طالبان پس از ۵ سال اهرمهای نفوذ ایران را برمیچیند؟
درنگی بر مسدود کردن نهادهای مربوط به ایران
.png)
موج اخیر پلمب و مسدودسازی نهادهای وابسته یا نزدیک به ایران در افغانستان—از دانشگاه و مجتمع خاتمالنبیین و کلینیک فاطمهالزهرا گرفته تا خبرگزاری «صدای افغان» (آوا) و مرکز فرهنگی تبیان—نقطه عطفی در روابط تهران و کابل است. این اقدامات که ۵ سال پس از تسلط مجدد طالبان انجام میشود، نشان میدهد پرونده به رسمیت شناختن طالبان از سوی ایران عملاً بسته شده و الگوی تعامل پرگماتیک (مشابه مسیر مسکو) به بنبست کامل رسیده است.
تحلیل زیر چرایی این تحولات را بر اساس واقعیتهای میدان و سیاست قدرت (Realpolitik) بازخوانی میکند.
بر خلاف ادعاهای دیپلماتیک، سیاست خارجی ایران در افغانستان هیچگاه بر محور تامین منافع یا حقوق سیاسی جامعه هزاره و شیعه استوار نبوده است.
تاکید بر تشکیل حکومت فراگیر صرفاً یک کارت بازی دیپلماتیک برای به تاخیر انداختن شناسایی رسمی طالبان و اعمال فشار بود، نه یک شرط استراتژیک و غیرقابل تغییر.
بررسیها نشان میدهد که مرکز ثقل واقعی نفوذ امنیتی-سیاسی ایران در سه دهه گذشته همواره بر پیوند با رهبران تاجیک قرار داشته است. در عین حال، تهران برای حفظ منافع اقتصادی و مرزی خود همواره حاضر به معامله با جناحهای پشتون (به عنوان بدنه اصلی حاکمیت) بوده و در این میان، هزارهها و شیعیان را به عنوان یک پایگاه اجتماعی تضمینشده و ابزاری دیدهاست و به عنوان سایه هیاهو استفاده کرده است.
واقعیتهای ناگفته این است که مرکزهای مانند خبرگزاری آوا، مرکز تبیان و مجتمع خاتمالنبیین نه برای توانمندسازی شیعیان، بلکه به عنوان کانالهای نفوذ نرم، کادرسازی و نفوذ اطلاعاتی تهران عمل میکردند. به خصوص خاتمالبنیا که زیر دست پسران سید فاضل بود مکان بسیار مهمی برای شتسشوی مغزی جوانان در قالب راهاندازی هیاتهای مذهبی بود.
اما علت عدم تعطیلی این مراکز در سال ۲۰۲۱ و انسداد ناگهانی آنها در شرایط کنونی را باید در تغییر نیازهای طالبان و رویکرد ایران جستوجو کرد.
بر همگان معلوم است که طالبان یک گروه تروریستی بود که هنوز هم کشورها به همین نام میشناسند. اما این گروه از زمانی که قدرت را بدست گرفته نیازمند روابط تجاری با کشورهای همسایه از جمله ایران بود. اما منافع گروههای تروریستی این نیست که طالبان با ایران در ارتباط باشد. به همین دلیل ایران مرزهایش را اول دیوار گرفت و حالا هم گروههای نیابتیاش را در مرزها مستقر کرده است.
از سوی دیگر با گذشت ۵ سال، جناح سختگیر قندهار احساس تثبیت کامل کرده و روند پاکسازی تمام اهرمهای نفوذ غیرخودی را سرعت بخشیده است. طالبان دیگر هیچ ساختار رسانهای، آموزشی یا مذهبی خارج از کنترل ایدئولوژیک (سلفی-دیوبندی) خود را برنمیتابد.
گزارشهای مستند و بینالمللی نشان میدهند که القاعده، داعش خراسان (ISKP) و طالبان پاکستان (TTP) همچنان در خاک افغانستان آزادی عمل و کمپهای آموزشی دارند. کشف اسکناسها و مدارک افغانستانی از نزد شبهنظامیان کشتهشده در پاکستان، سند دیگری بر شبکهسازی تروریستی فرامرزی است.
با تشدید تحرکات جیشالعدل و داعش در جدار مرزی، ایران ناچار شده است از نیروهایی نظیر فاطمیون و زینبیون به عنوان خط مقدم حفاظت از مرزهای شرقی در برابر تهدیدات ناشی از افغانستان استفاده کند. این گروهها در جبههای خواهند جنگید که تاوانش را مردم بیگناه هزاره در داخل افغانستان خواهند داد.
از روزنامهنگاری مستقل حمایت کنید
کاتب تلاش میکند گزارشها، پژوهشها و تحلیلهای خود را بهصورت رایگان در دسترس همه قرار دهد. اگر این روزنامهنگاری برای شما ارزشمند است، حمایت مالی شما به ما کمک میکند تا گزارشهای مهم را دنبال کنیم، صداهای مستقل را بازتاب دهیم و اطلاعات قابل اعتماد را برای خوانندگان بیشتری منتشر کنیم.
حتی یک حمایت کوچک نیز میتواند به ادامهٔ روزنامهنگاری مستقل کمک کند.
اگر این مطلب برای شما مفید بود، دید تازهای به شما داد یا به درک بهتر موضوع کمک کرد، میتوانید از روزنامهنگاریای که زمینهٔ تهیهٔ آن را فراهم کرده است حمایت کنید.
برای ادامه، مبلغی را انتخاب کنید.
برای ادامه به صفحهٔ امن پرداخت استرایپ میروید. روشهای پرداخت و زبان صفحهٔ پرداخت را استرایپ فراهم میکند.
حمایتهای مالی صرف فعالیتهای روزنامهنگاری و نشر کاتب میشود. این حمایتها داوطلبانه است، بهای دسترسی به مطالب نیست و به حمایتکنندگان حق تأثیرگذاری بر تصمیمهای تحریریه نمیدهد.
راههای دیگر حمایتبرچسبها
مطالب مرتبط
.png)
دو روی یک سکه؛ فریب جبهه، شکنجه طالبان: بازی با جان جوانان هزاره در مسلخ سودجویی سیاسی
.png)
موج تازه قتلهای مرموز؛ سه جوان در بادغیس، غزنی و جوزجان جان باختند


