چرا وزیر خارجه روسیه مجبور است طالبان را تعریف کند؟
نگاهی به نشست فرمت مسکو درباره افغانستان
.png)
نشست «فرمت مسکو» درباره افغانستان همواره یکی از ابزارهای مهم روسیه برای اعمال نفوذ در حوزه ژئوپلیتیک منطقه بوده است. سخنرانی اخیر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در این نشست نه تنها صلای دوستی با طالبان بود، بلکه نمایشی کامل از ترجیح منافع امنیتی مسکو بر واقعیتهای تلخ جاری در افغانستان را به تصویر کشید. لاوروف در این سخنرانی تلاش کرد چهرهای موفق، مشروع و کارآمد از «امارت اسلامی» ارائه دهد. اما بررسی ادعاهای او در برابر واقعیتهای میدانی نشان میدهد که سخنان او بیش از آنکه گزارش حقیقت باشد، معاملهای سیاسی برای حفظ طالبان در حوزه نفوذ روسیه است.
لاوروف در سخنرانی خود، طالبان را به عنوان حاکمانی «نسبتاً موفق» توصیف کرد که توانستهاند بر تمام قلمرو افغانستان تسلط یابند. او محورهای زیر را به عنوان دستاوردهای طالبان برشمرد:
- مبارزه قاطع با تروریسم: انهدام صدها جنگجوی داعش و خنثیسازی حملات علیه نمایندگیهای دیپلماتیک. - کاهش ۹۰ درصدی مواد مخدر: استناد به گزارشهای سازمان ملل در خصوص توقف کشت و قاچاق تریاک از سال ۲۰۲۲. - رشد اقتصادی و اصلاحات: تأکید بر افتتاحیههای جدید، اصلاحات مالیاتی، احیای صنعت و پایبندی به پروژههای منطقهای مانند خط لوله گاز تاپی (TAPI). - مخالفت صریح با ناتو: غیرقابلقبول دانستن استقرار هرگونه زیرساخت یا پایگاه نظامی امریکا و ناتو در افغانستان و کشورهای همسایه.
با تحلیل عمیقتر اوضاع درون افغانستان، روشن میشود که اظهارات لاوروف بر پایه سادهانگاری عمدی یا چشمپوشی زشت بر جنایات و واقعیتهای اقتصادی-سیاسی استوار است:
ادعای اول: برقراری امنیت و عملکرد موفق حکومت
- واقعیت: در حالی که جنگهای جبههای کاهش یافته، «امنیت منفی» و سرکوب شدید جایگزین آن شده است. قتلهای مرموز و هدفمند نظامیان سابق، ناپدیدسازیهای قهری فعالان و نقض مداوم عفو عمومی توسط استخبارات طالبان جریان دارد. علاوه بر این، کوچهای اجباری و تغییر ساختار دموگرافیک قومی در مناطقی مانند پنجشیر، بدخشان، تخار و دایکندی به شیوهای برنامهریزیشده در حال انجام است. تصاحب خانهها و جایدادهای مردم از جمله هزارهها از سوی این گروه و تهدید و تحقیر بزرگان قومی و مردم همچنان جریان دارد. تمجید لاوروف از «امنیت»، نادیده گرفتن سرکوب میلیونها شهروند افغان است.
ادعای دوم: نابودی و کاهش ۹۰ درصدی قاچاق مواد مخدر
- واقعیت: اگرچه ادعا میشود کشت سنتی تریاک در برخی ولایات جنوبی کاهش یافته، اما چرخه مواد مخدر نابود نشده، بلکه تغییر جغرافیا و تغییر نوع تولید داده است:
-
1. جابهجایی به شمال: مبارزه با مواد مخدر در شمال افغانستان بیشتر ابزاری برای فشار بر اقوام غیرپشتون، خلع سلاح و تسلط بر معادن غنی شمال بود، در حالی که ذخایر عظیم تریاک در جنوب دستنخورده ماند و با افزایش ۵ برابری قیمت، سود کلانی نصیب قاچاقچیان وابسته به طالبان کرد.
-
2. تولید مواد مخدر صنعتی (متآمفتامین/شیشه): افغانستان به یکی از قطبهای اصلی تولید متآمفتامین و قرصهای روانگردان تبدیل شده که به مراتب خطرناکتر از تریاک است و به کشورهای منطقه صادر میشود.
-
3. رسمیت یافتن قاچاقچیان: حضور چهرههای نامداری چون حاجی بشیر نوروزی (قاچاقبر بینالمللی) در بدنه تصمیمگیری و دریافت قراردادهای بزرگ استخراج معادن، نشاندهنده پولشویی و رسمیسازی درآمدهای حاصل از مواد مخدر است.
ادعای سوم: رشد اقتصادی و بهبود وضعیت مردم
- واقعیت: ادعای بهبود اقتصادی در حالی مطرح میشود که طبق آمار خود سازمان ملل، بیش از ۲۲ میلیون نفر در افغانستان نیازمند کمکهای بشردوستانه هستند و نصف جمعیت با سوءتغذیه شدید مواجهاند. رشد ادعایی، تنها ناشی از استخراج بیرویه منابع طبیعی و انحصار سود آن در دست لایههای حاکمیت است، نه بهبود رفاه عامه.
چرا روسیه مجبور است از طالبان تمجید و حمایت کند؟
دلیل حمایت مداوم روسیه و تعریف و تمجیدهای لاوروف از طالبان، نه همسویی ارزشها و نه باور به حقوق بشر، بلکه یک حسابگری ژئوپلیتیک و امنیتی متقابل است.
بزرگترین نگرانی مسکو، پکن و تهران، احتمال دسترسی مجدد ایالات متحده به جغرافیا و پایگاههای استراتژیک افغانستان (به ویژه پایگاه هوایی بگرام) است. موقعیت بگرام به امریکا اجازه میدهد به طور همزمان چین، حوزه نفوذ روسیه در آسیای مرکزی و ایران را زیر نظر داشته باشد. اظهارات ترمپ درباره لزوم پسگرفتن بگرام، این کابوس را پررنگتر کرده است. روسیه مجبور است دل طالبان را به دست آورد تا مانع از چرخش آنها به سمت غرب و واگذاری امتیازات نظامی به واشنگتن شود.
روسیه، طالبان را سدی در برابر نفوذ گروههایی مانند داعش خراسان (ISIS-K) به کشورهای همپیمان خود در آسیای مرکزی (تاجیکستان، ازبکستان و...) میداند. مسکو ترجیح میدهد طالبان به عنوان نیروی سرکوبگر داخلی، خطر داعش را در داخل مرزهای افغانستان مهار کند.
در شرایطی که روسیه به دلیل جنگ اوکراین تحت شدیدترین تحریمهای غربی است، نیاز دارد نشان دهد که در آسیا منزوی نیست و مکانیسمهایی مانند «فرمت مسکو» همچنان فعالاند. با اعطای امتیازات دیپلماتیک (بدون به رسمیت شناختن رسمی حقوقی)، مسکو تلاش میکند طالبان را در محور اقتصادی و امنیتی شرق نگه دارد.
سخنرانی سرگئی لاوروف نمونهای بارز از دیپلماسی معاملهگرانه است. روسیه بهخوبی از کشتارهای زیرپوستی، کوچهای اجباری، قاچاق مواد مخدر صنعتی و فقر مطلق در افغانستان آگاه است؛ اما تا زمانی که طالبان مانع بازگشت ناتو و امریکا به منطقه شوند و از مرزهای جنوبی روسیه حفاظت کنند، کرملین حاضر است روی تمام این واقعیتهای تلخ چشم ببندد و نقش «جادهصافکن دیپلماتیک» را برای حاکمان فعلی کابل بازی کند.
از روزنامهنگاری مستقل حمایت کنید
کاتب تلاش میکند گزارشها، پژوهشها و تحلیلهای خود را بهصورت رایگان در دسترس همه قرار دهد. اگر این روزنامهنگاری برای شما ارزشمند است، حمایت مالی شما به ما کمک میکند تا گزارشهای مهم را دنبال کنیم، صداهای مستقل را بازتاب دهیم و اطلاعات قابل اعتماد را برای خوانندگان بیشتری منتشر کنیم.
حتی یک حمایت کوچک نیز میتواند به ادامهٔ روزنامهنگاری مستقل کمک کند.
اگر این مطلب برای شما مفید بود، دید تازهای به شما داد یا به درک بهتر موضوع کمک کرد، میتوانید از روزنامهنگاریای که زمینهٔ تهیهٔ آن را فراهم کرده است حمایت کنید.
برای ادامه، مبلغی را انتخاب کنید.
برای ادامه به صفحهٔ امن پرداخت استرایپ میروید. روشهای پرداخت و زبان صفحهٔ پرداخت را استرایپ فراهم میکند.
حمایتهای مالی صرف فعالیتهای روزنامهنگاری و نشر کاتب میشود. این حمایتها داوطلبانه است، بهای دسترسی به مطالب نیست و به حمایتکنندگان حق تأثیرگذاری بر تصمیمهای تحریریه نمیدهد.
راههای دیگر حمایت
-1.png)
.png)
.png)
.png)