شلاق سانسور در کابل، ترازوی قانون در اروپا؛ پارادوکس رسانههای افغانستانی
دوقطبیِ بقای فیزیکی و انضباط حقوقی

تحولات سیاسی اخیر در افغانستان، نقشه رسانهای این کشور را به دو پاره کاملاً مجزا و ناهمگون تقسیم کرده است. این گسستِ جغرافیایی و ساختاری، روزنامهنگاری افغان را با یک پارادوکس عمیق مواجه ساخته: در حالی که رسانههای داخلی برای بقای فیزیکی در تاریکی سانسور دستوپا میزنند، رسانههای تبعیدی در تلاشند تا خود را با معیارهای سختگیرانه حقوقی و حرفهای جهان مدرن تطبیق دهند.
در جغرافیای تحت حاکمیت طالبان، مفهوم «روزنامهنگاری مستقل» عملاً بلاموضوع شده است. رسانههای داخلی به دلیل تهدیدات سختافزاری، بازداشتهای خودسرانه و خطوط قرمزِ سیال استخباراتی، ناگزیر به پذیرش خودسانسوری مطلق به عنوان یک مکانیزم دفاعی شدهاند.
رسانه در داخل از هویت اصلی خود (نظارت بر قدرت و بازتاب حقیقت) تهی شده و به یک تریبون خنثی یا فرمایشی تبدیل گردیده است که بزرگترین دستاورد آن، صرفاً «بسته نشدن» است.
هجرت روزنامهنگاران باسابقه به خارج از کشور، جبهه جدیدی را به نام «رسانههای در تبعید» گشوده است. این رسانهها اگرچه از بند سانسور مستقیم رها شدهاند، اما در محیط جدید با چالشهای ساختاری نوینی روبرو هستند:
- حاکمیت قانون در کشور میزبان: عبور از مرزها به معنای آزادی بیقیدوشرط نیست. قوانین سختگیرانه غربی در زمینه افترا، حریم خصوصی و مسئولیت حقوقی، رسانههای افغان را مجبور کرده تا از ادبیات هیجانی گذشته فاصله گرفته و به سمت مستندسازی دادگاهپسند حرکت کنند.
- دیکتاتوریِ استانداردها: وابستگی مالی به گرنتهای بینالمللی، انضباط شدیدی را در زمینه راستیآزمایی (Fact-checking) و بیطرفی به این رسانهها تحمیل کرده است.
بزرگترین گرهِ کور این دوقطبی، «نحوه دسترسی به اطلاعات» است. رسانههای تبعیدی که آزادیِ بیان دارند، به میدان دسترسی ندارند و رسانههای داخلی که در میدان حضور دارند، آزادیِ بیان ندارند. گزارشدهی از راه دور، وابستگی شدیدی به فناوریهای رمزگذاریشده و شهروند-خبرنگاران محلی ایجاد کرده که خطر ردیابی و مجازات منابع در داخل را به شدت افزایش میدهد.
آینده رسانههای افغانستان در گرو موفقیت رسانههای تبعیدی در عبور از این دوران گذار است. اگرچه قوانین کشورهای میزبان و چالشهای گزارشدهی از راه دور در ابتدا یک مانع به نظر میرسند، اما در بلندمدت میتوانند موجب یک بلوغ ساختاری شوند.
روزنامهنگاری افغان، هرچند زخمی و پارهپاره، اما نمرده است. رسانههای در تبعید در حال تبدیل شدن به «حافظه جمعی و مستند» ملتی هستند که حاکمیت فعلی سعی در پنهان کردن واقعیت آن دارد. شرط بقای این جریان، حفظ ارتباط ارگانیک با بدنه جامعه در داخل و ارتقای استانداردها به سطح ژورنالیسم طراز اول جهانی است.
برچسبها
Contributor
Guest contributors bring diverse perspectives and expertise to Kateb Media's coverage.
مطالب مرتبط


کربلا در ترازوی تاریخ؛ کالبدشکافی عریان یک سرکوب نظامی از رقابت قبیلهای تا صنعتِ قدسیسازی

طالبان روند خلعسلاح در بدخشان را آغاز کرد؛ سفر وزیر دفاع به منطقه

