پارادوکس ژئوپلیتیک: معمای ثبات و بیثباتی در حوزۀ پیرامونی افغانستان
جستجوی آرامش کشورهای منطقه در نا آرامی افغانستان

دینامیک منطقهای پیرامون افغانستان همواره آمیزهای پیچیده از دغدغههای امنیتی، منافع اقتصادی و رقابتهای ژئوپلیتیک بوده است. در این میان، نگاه کشورهای همسایه به این جغرافیا، پارادوکسی عمیق را به نمایش میگذارد؛ رویکردی دوگانه که در آن، مرز میان نیاز به ثبات و منافع حاصل از بیثباتی همسایه، بسیار باریک و لغزنده بوده است.
نگاهی به تاریخ چند دهه اخیر منطقه نشان میدهد که برخی از بازیگران پیرامونی، در مقاطعی، امنیت و نفوذ خود را نه در یک افغانستان مقتدر، بلکه در مدیریت یک بحران کنترلشده در داخل این کشور جستجو کردهاند. این استراتژی سنتی که بر محور ایجاد «عمق استراتژیک» یا «مهار تهدیدها در مبدأ» استوار بود، از این فرض نشأت میگرفت که یک دولت مرکزیِ ضعیف در کابل، توانایی کمتری برای به چالش کشیدن همسایگان در پروندههای حساسی مانند خطوط مرزیِ مناقشهبرانگیز یا مدیریت حقآبههای حیاتی خواهد داشت و همزمان، فضا را برای بازیگریِ نیابتی علیه رقبای منطقهای فراهم میسازد.
با این حال، واقعیتهای عینی سالهای اخیر، بطلانِ پایدار بودن این استراتژی را به اثبات رسانده است. تبدیل شدن افغانستان به زمین بازی جنگهای نیابتی و تضعیف نهادهای حکومتی در آن، پدیدهای را خلق کرد که میتوان آن را «سرریز بحران» نامید. همسایگانی که روزی منافع خود را در ضعف ساختاری کابل میدیدند، به مرور با پیامدهای ناگزیر آن مواجه شدند؛ موج گسترده و بیسابقه پناهجویان، رشد اقتصاد سایه و قاچاق سیستماتیک مواد مخدر، و مهمتر از همه، رشد گروههای افراطی فرامرزی مانند داعش خراسان که امنیت داخلی این کشورها را مستقیماً هدف قرار دادند.
چالشهای امنیتی شدیدی که امروز کشورهایی مانند پاکستان در مرزهای خود با آن دستبهگریبان هستند، یا دغدغههای امنیتی ایران و کشورهای آسیای مرکزی، همگی نشاندهنده این واقعیت است که بیثباتی در افغانستان مانند بومرنگی در نهایت به سمت پرتابکنندگان آن بازمیگردد.
در نتیجۀ این هزینههای سنگین، امروزه یک تغییر پارادایم آشکار، هرچند کند، در ذهنیت ژئوپلیتیک منطقه در حال شکلگیری است. کشورهای همسایه به این درک مشترک رسیدهاند که هزینه یک افغانستانِ غرق در آشوب، به مراتب بیشتر از منافع تاکتیکی و کوتاهمدت آن است. از همین رو، بازیگران کلیدی منطقه از جمله چین، ایران، روسیه و کشورهای آسیای میانه، رویکردی تحت عنوان «تعامل واقعگرایانه» را برگزیدهاند. در این کلاناستراتژی جدید، همسایگان تلاش میکنند بدون اعطای مشروعیت رسمی به مقامات فعلی کابل، کانالهای دیپلماتیک و روابط تجاری را فعال نگه دارند تا از یک سو مانع فروپاشی کامل اقتصادی و بروز فاجعه انسانی شوند و از سوی دیگر، اهرمهای فشار خود را برای وادار کردن کابل به مبارزه با تروریسم فرامرزی و رعایت حقوق داخلی حفظ کنند. در واقع، منطقه اکنون به دنبال یک «ثبات هدایتشده و مشروط» در افغانستان است؛ چرا که دریافته است امنیت پایدار در مشهد، تاشکند، اسلامآباد یا پکن، دیگر نمیتواند از مسیر ناامنی و بیثباتی در کابل عبور کند.
برچسبها
Editors
Our editorial team oversees news coverage, analysis, and content quality at Kateb Media.
مطالب مرتبط


کربلا در ترازوی تاریخ؛ کالبدشکافی عریان یک سرکوب نظامی از رقابت قبیلهای تا صنعتِ قدسیسازی

طالبان روند خلعسلاح در بدخشان را آغاز کرد؛ سفر وزیر دفاع به منطقه

