کربلا در ترازوی تاریخ؛ کالبدشکافی عریان یک سرکوب نظامی از رقابت قبیلهای تا صنعتِ قدسیسازی
جنگ دو عموزاده؛ پشت پرده رقابت تاریخی بنیهاشم و بنیامیه بر سر ارثیه مکه

برای درک واقعی واقعه کربلا، باید عینک مذهبی را برداریم و به عقب برگردیم؛ به ساختار قبیلهای مکه. بنیهاشم و بنیامیه دو شاخه اصلی و قدرتمند از قبیله قریش بودند که سالها پیش از ظهور اسلام بر سر ریاست مکه، کلیدداری کعبه و منافع تجاری با یکدیگر رقابت داشتند. با ظهور اسلام، قدرت به دست بنیهاشم (خاندان پیامبر) افتاد، اما پس از درگذشت پیامبر و به ویژه پس از قتل عثمان، این رقابت کهنه به شکل عریانتری زنده شد.
رویارویی علی بن ابیطالب و معاویه بن ابوسفیان در جنگ صفین، این رقابت قبیلهای را به یک جنگ تمامعیار دولتی تبدیل کرد. پس از ترور علی، برادر بزرگتر یعنی حسن بن علی واقعبینانه عمل کرد؛ او دید که ارتش عراق انسجام ندارد و شام بسیار قدرتمند است، پس صلح کرد و حاکمیت را به معاویه واگذار کرد. اما این صلح به معنای پایان رقابت نبود، بلکه یک آتشبس موقت بود.
با مرگ معاویه و به قدرت رسیدن پسرش یزید، فرمول سیاسی تغییر کرد. یزید برخلاف پدرش، مشروعیت سنتی نداشت و اصرار داشت که حسین بن علی باید به عنوان نماد خاندان رقیب، با او بیعت کند. از آن سو، حسین بن علی خود را به دلیل اصالت خاندانی و قرابت با پیامبر، برای خلافت شایستهتر میدید. تن دادن به بیعت با یزید، به معنای تسلیم مطلق و پایان ابدیِ ادعای سیاسی و قدرت خانوادگی بنیهاشم بود.
در همین مأموریت حیثیتی، هزاران نامه و وعده حمایت از سوی وفاداران و طرفداران پدرش در کوفه به دست حسین رسید. کوفه تنها پایگاه استراتژیکی بود که میتوانست موازنه قدرت را به نفع بنیهاشم تغییر دهد. حسین بن علی بر اساس یک محاسبه سیاسی و با اتکا به این وعدهها، مکه را به سمت عراق ترک کرد. او به دنبال یک انتحار مذهبی نبود؛ او حرکت کرد تا با تکیه بر پایگاه سنتی پدرش، قدرت سیاسی از دست رفته خانوادهاش را احیا کند و جلوی انحصار کامل خلافت در دست بنیامیه را بگیرد. اما او نمیدانست که در کوفه، محاسبات به سرعت علیه او در حال تغییر است. بنابراین اگر میدانست که مردم کوفه به او پشت میکنند، قعطا با یزید بیعت میکرد.
برچسبها
مطالب مرتبط


طالبان روند خلعسلاح در بدخشان را آغاز کرد؛ سفر وزیر دفاع به منطقه


