Skip to content
رفتن به محتوا
سیاستتحلیلخبر فوری

چرا مزارع کشت خشخاش از جنوب به شمال افغانستان منتقل شد؟

عبید نوری 3 دقیقه مطالعه
کشت خشخاش در بدخشان
کشت خشخاش
اشتراک‌گذاری:

ممنوعیت سخت‌گیرانه کشت خشخاش توسط طالبان در سال ۲۰۲۲، اگرچه بر اساس آمارهای بین‌المللی به کاهش چشم‌گیر اراضی زیر کشت و تولید تریاک منجر شده، اما ساختار زیرزمینی این اقتصاد افیونی را نابود نکرده، بلکه چرخه تولید آن را دچار یک «بازآرایی جغرافیایی و ژئوپلیتیک» عمیق کرده است.

فشارهای امنیتی در ولایت‌های جنوبی مانند هلمند و قندهار که کانون‌های سنتی تولید تریاک بودند، پویایی شبکه قاچاق را از بین نبرده؛ بلکه باعث شده است زنجیره تأمین، سرمایه، و حتی نیروی کار متخصص و باانگیزه خود را به مناطق دورافتاده، کوهستانی و صعب‌العبور شمال و شمال‌شرق افغانستان، به‌ویژه ولایت‌های بدخشان، تخار و قندوز منتقل کند.

این جابه‌جایی استراتژیک به دلیل ویژگی‌های طبیعی این مناطق رخ داده است، چرا که دره‌ها و جغرافیای ناهموار شمال، فرآیند نظارت، ردیابی و تخریب مزارع را برای حکومت مرکزی به شدت دشوار می‌سازد.

این تغییر جغرافیا، مستقیماً با چالش عمیق فقر ساختاری و نبود «معیشت جایگزین» در افغانستان گره خورده است. برای کشاورزانی که زمین‌هایشان در جنوب بایر شده یا محصولات جایگزینی مانند انار و زردآلو سود ناچیزی برایشان به همراه داشته، کشت خشخاش همچنان تنها راه بقای اقتصادی و تأمین هزینه‌های اولیه زندگی است. به همین دلیل، بخش بزرگی از نیروی کار ترغیب یا ناچار شده است به مناطق شمالی کوچ کند تا در مزارع اجاره‌ای شبکه‌های قاچاق کار کند. این پدیده نشان می‌دهد که سیاست‌های صرفاً تنبیهی و تقاضامحور، بدون ارائه یک جایگزین اقتصادی پایدار، ناکارآمد هستند؛ زیرا جذابیت مالیِ بالای تریاک پتانسیل پذیرش ریسکِ تخریب مزارع و برخوردهای امنیتی را برای کشاورزان آسیب‌پذیر حفظ می‌کند.

علاوه بر جابه‌جایی زمین‌های کشت، زنجیره ارزش و فرآوری صنعتی مواد مخدر نیز به شمال منتقل شده است. ایجاد کارخانه‌های فرآوری تریاک و تولید هروئین در ولسوالی‌های مرزی و کلیدی بدخشان مانند وردوج و درواز، نشان می‌دهد که شمال افغانستان اکنون نه فقط یک مزرعه، بلکه به یک مرکز صنعتی برای تولید مواد مخدر تبدیل شده است.

این تمرکزِ صنعتی در مجاورت مرزهای آسیای میانه، مسیر قاچاق شمالی (تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان) به سمت روسیه و اروپا را فعال‌تر و بهینه‌تر از گذشته می‌کند. از سوی دیگر، ادعای هم‌دستی برخی مقامات محلی با قاچاقچیان، از شکل‌گیری یک فساد ساختاری در بدنه حاکمیت ناشی از سود سرشار این تجارت حکایت دارد. همچنین برخوردهای خشونت‌آمیز نیروهای طالبان با معترضان محلی در مناطقی مانند ارگوی بدخشان، پتانسیل بالای این بحران اقتصادی-اجتماعی را برای تبدیل شدن به تنش‌های قومی و امنیتی در مناطق غیرپشتون نشان می‌دهد.

در نهایت، اگرچه گزارش سازمان ملل از کاهش اراضی زیر کشت از ۲۳۲ هزار هکتار به حدود ۱۰ هزار هکتار خبر می‌دهد و این یک موفقیت آماری برای طالبان به‌شمار می‌رود، اما این وضعیت پایدار و کامل نیست. بخش مهمی از این کاهش، ناشی از پنهانی شدن کشت در نقاط کور جغرافیایی است. مهم‌تر از آن، شبکه هوشمند قاچاق مواد مخدر در مواجهه با محدودیت تریاک، به سرعت بازار خود را به سمت مواد مخدر مصنوعی مانند مت‌آمفتامین (شیشه) سوق داده است که تولید آن نیازی به زمین کشاورزی ندارد و در آزمایشگاه‌های کوچک مخفی انجام می‌شود. در تحلیل نهایی، اقدامات تنبیهی طالبان سد راه تجارت مواد مخدر نشده، بلکه مانند فشاری بر یک بادکنک، تنها جرم و مرکز ثقل این بحران را از جنوب به شمال منتقل کرده و تهدیدهای امنیتی و بهداشتی آن را در ابعاد محلی و بین‌المللی پیچیده‌تر ساخته است.

برچسب‌ها

افغانستانسلامتدیپلماسیبحرانجوانانامور منطقه‌ایآسیای مرکزیکابلروزنامه‌نگاریرسانهدیدگاهسیاستجامعهمنطقهاقتصادجهان
این مقاله را به اشتراک بگذارید
اشتراک‌گذاری: